2001/11/16

�وتبال يا «�وت بال» !!!
از ديشب همه‎اش در �كر صعود نكردن تيم ملي �وتبال ايران به جام جهاني هستم . واقعا چرا ما نتوانستيم صعود كنيم ؟ من �كر مي كنم جواب اين سؤال را بايد در «منامه» جستجو كنيم !!! روزي كه همه بازيكنان ملي ايران منگ بودند و به چمن عربي ورزشگاه چسبيده بودند . و يا در تهران و باز هم در مقابل تيم بحرين كه مشكلترين كارها را انجام داديم . روزي كه گل نزدن از گلزدن مشكلتر بود . حالا بايد 5 سال ديگر صبر كنيم و هي تكرار كنيم كه زيبايي و جذابيت بازي �وتبال به اين برد و باختهاست . بردن واقعا دلچسب و شيرين است ، ولي هي �كر مي كنم كه كجاي باخت زيبا و جذاب و ... است ، نمي توانم پاسخي را بيابم ! ممنون مي شوم اگر كسي بتواند بمن در يا�تن اين پاسخ كمك كند .

2001/11/14

به نام خدا
همين چند دقيقه پيش اين ص�حه را درست كردم و خيلي خوشحال شدم . اگر خدا ياري كند بعد از اين هر چه را كه «در خيال» مي گذرد در اينجا خواهم نوشت .
بر خودم لازم و واجب مي دانم از زحمات آقاي درخشان تشكر كنم و بگويم : خدا قوت حسين آقا
الان تنها چيزي كه به ذهنم رسيد و مناسب تشخيص دادم ،
بيتي است از شاعر معاصر احمد عزيزي :
ما كه مثل حيرت يكديگريم / بايد از آئينه هم بگذريم
يا علي مدد!