2002/02/02

:: سلام
اول اينكه از حسين آقا درخشان ، اين بزرگ وبلاگداران خيلي ممنونم كه اسم ما را هم در �هرست وبلاگها قرار دادند . آن هم از تو يه مملكت غريب و قريب !
ثانيا اينكه �كر مي كردم اگر براي وبلاگداران در يكي از اين سايتهاي «چت صدا» يه اتاقي ايجاد مي شد و گاه گاهي همه در آنجا جمع مي شدند و با هم همصدايي مي كردند بد نبود . نظر شما چيه ؟
ثالثا باز اگر مي شد يك نشريه الكترونيكي ايجاد مي شد و در يك دوره زماني خاص ، مثلا بصورت ه�تگي منتخبي از بهترين مطالب نوشته شده در وبلاگهاي �ارسي در آنجا چاپ مي شد چقدر زيبا مي شد .
اين پيشنهادهاي خيالي ما بود . تا ببينيم «پسنهاد»ها چيست ؟

2002/01/31

::: سلام
نخير . آقا زوري كه نيست . اسم اين وبلاگ ما �ارسي بشو نيست كه نيست !!!
ايهاالناس و ايهالوبلاگداران! كمك ! كمك !
سلام
«ساعت پنج صبح است. زنگ ساعت به صدا در می آيد و صدای نرم زنی با لهجه آمريکايی روی بلندگو شنيده می شود.
صدا می گويد: "30 دقيقه زودتر از موعد بيدارت می کنم چون باران شديدی درگر�ته و راه �رودگاه بند است. در ضمن دستور دادم تاکسی ساعت 5:30 اين جا باشد. اين هم آهنگ آرامی که درخواست کرده بوديد."
اين گوشه‎ايست از ترسيم «زندگي ديجيتالي آينده»
در اين باره چيزي را در ميان بگذارم و آن اينكه من چندين سال است با كامپيوتر سر و كار دارم و بخشي از زندگي روزانه را در دنياي مجازي سپري مي كنم ولي تا بحال نتونستم ارتباط نزديكي را با يك ص�حه نوشته مجازي برقرار كنم . نوشتن با قلم بر روي يك ص�حه كاغذ كاهي چقدر زيبا و لذت بخش است . شما چه نظري داريد ؟

2002/01/30

امشب تقريبا وبلاگهايي را كه تازه متولد شده‎اند را خوندم . ماشاا...
ولي نمي دونم چرا گرايش به طرح مسايل مربوط به «لوله كشي آب رحمت آباد» زياد شده ؟
ترا خدا يه جوري بنويسيد كه آدم بتونه بخونه !
�كر مي كنيد اگر ايرج ميرزا به اين وبلاگها دسترسي داشت چه جوابي مي داد؟
چه شود به چهره زرد من نظري براي خدا كني
كه اگر كني همه درد من به يكي نظاره دوا كني
«هات� اص�هاني»
يكي از خبرهايي كه من را در چند روز گذشته �وق‎العاده متاثر كرده ، خبري بود در باره �وت ناگهاني صاحب مدال طلاي المپياد جهاني شيمي سال 1999 كه به علت ايست قلبي به ديار باقي شتا�ته است . خدا رحمت كند . هي گشتم كه اين خبر را پيدا كنم نشد كه نشد . البته براي دادن «حلقه وصل» و يا به عبارتي لينك .
سلامي دو باره . از اينكه بعد از چند ماه تاخير خدمتتان مي رسم عذر مي خواهم . راستش را بخواهيد بلا�اصله بعد از ايجاد اين ص�حه به جايي ر�تم كه به اينترنت و يا مشابه آن هيچگونه دسترسي و حتي پا رسي هم نداشتم . البته خيال نكنيد در غارهاي «تورا بورا» بودم . !!!