2002/02/09

::.. اظهار نظر بي‎عقلها ممنوع!
آقا من از تمام بي عقلها و كم عقلها و بادمجان دور قاب چينها و خود شيرين كن ها ـ �رق مي كنند با آب شيرين كن و اسرائيل شيرين كن! ـ احساساتي ها و بي حسابها و متحجرين كه اسباب تكدر خاطر و ناراحتي زياد بزرگ وبلاگداران ، حسين آقاي عزيز ما را �راهم كردند شكايت دارم .
الهي پر پر شويد كه با اظهار نظرات نابخردانه خود باعث شديد اين د�تر يادبود نه تنها پر پر و «�علا» بسته بشه ، بلكه حتي يكي دو تا شمع مدرن نيز براي اين مرحوم ناكام روشن نكرديد! .
بر اين اساس خواهش مي كنم تمامي اظهار نظرات ارائه شده در اين زمينه به دادگاهي در بلژيك كه در حال حاضر شارون را به عنوان يك جنايتكار جنگي محاكمه مي كنه ارائه بشود !
اصلا بي خيال به اين دادگاهم ندين . چون نمي شود به بلژيك هم اعتماد كرد .
چون اولا بلژيك يك كشور مسلمونه! داره شارون را محاكمه مي كنه ، ثانيا قضات بلژيكي هم خودشيرين ، احساساتي ، بي عقل و بي حساب هستند .
اخطار : بعد از اين اگر حسين آقا نظر سنجي خواستند بكنند ، �قط آدمهاي مدرن! مي توانند نظر بدهند و بقيه بايد خ�ه خون بگيرند .
اگر كسي هم خواست مدرن ، عاقل و حسابگر باشد بايد زحمت كشيده و يه سر برود ممالك �رنگ!
::.. انگليسي‎هاي دقيق!
آقا اين انگليسي‎ها و خصوصاً ديپلماتهاي پيشين‎شان چقدر دقيقند! الهي بي بي ـ سي ـ شان قربونشون بره!
به اين دو جمله كه از تراوشات ذهني آقاي «كريس راندل» ديپلمات پيشين انگليسي در باره «پيشينه روابط ايران با بريتانيا»ست لط�ا دقت كنيد :
«روابط سياسی ايران و بريتانيا پس از انقلاب اسلامی 1970 ناگزير به سردی گراييد» و « در سپتامبر 1998 وزيران خارجه دو کشور در ملاقاتی در حاشيه مجمع عمومی سازمان ملل متحد توا�ق کردند تا روابط ديپلماتيک خود را به سطح کاردار ارتقا دهند » .
با خواندن اين مطلب در قابلمه مون ا�تاد كه چرا اين انگليسي‎ها نمي توانند تصميمات درست و حسابي بگيرند . چون اولا همه چيز را وارونه مي بينند! و ثانيا پدر خوانده تاريخ نگاري هستند!
نتيجه گيري ديپلماتيك : اقدام اخير لندن ارتقاي روابط بوده و نه تنزل آن!

2002/02/08

::.. �لسطين و يونيكد!
حسين آقاي درخشان دو مطلب اخير‎شان در باره «يونيكد» و «�لسطين» است و در اين دو ، نظرات جالبي! را طرح كرده‎اند كه جاي تأمل است . و نتيجه گيريهاي جالبي را مي شود كرد .
اولاً به نظرم عدم است�اده از يونيكد توسط نشريات همشهري و ايران و يا هر نشريه ديگر ، دليلي بر عقب ا�تادگي آنها نمي تواند باشد و اصولا است�اده از اصطلاح «عقب ا�تاده» در نقد عملكرد آنها بكارگيري درستي نيست و �كر مي كنم اين انتقاد را به شكل بهتر و برازنده‎تري مي شد بيان كرد .
حسين آقاي عزيز ، شما كه دستي ـ بگذريم از پايتان! ـ هم در نوشتن داشتيد و داريد بهتر مي دانيد كه هر كلمه و اصطلاحي يك بار دروني دارد و يك بار بيروني و ظري�ترين نكته اين است كه از هر كلمه بر حسب مورد و در جاي خودش به نحو احسن است�اده شود . من با طرح اينگونه : «ای مردم! شما هم به اين دوستان عقب ا�تاده‌ عزيز بنويسيد که آن ممه را لولو برد! الان عصر،‌ عصر «يونيکد» است و بس» ، مخال�م .
در ضمن از شما بعيد است كه «دوستان عقب ا�تاده! » داشته باشيد . پيشنهاد مي كنم دنبال دوستان «جلو ا�تاده!» بگرديد . اين از دوست مشتركمان يونيكد .
و اما در باره �لسطين بايد بگويم كه ديدگاههاي ما كلا با هم مت�اوت است . شما به وجود يك كدخداي جهاني اعتقاد داريد كه من اصلا به اين تز اعتقاد ندارم . من �قط از نوشته خود شما است�اده كنم و اين در خواست را از شما بكنم كه به اين كدخداي �رضي‎تان ب�رمائيد ديگر «آن ممه را لولو برد! الان عصر ، عصر «كدخدا سالاري» و يكه تازي نيست و بس»
حسين ترا چه شده ؟ واقعا �كر مي كنيد قضيه �لسطين به اين راحتي كه شما طرح كرده‎ايد ، هست ؟ جل الخالق !
وضعيت امروز �لسطين نتيجه نگرشهاي سطحي و تحليلهاي ساده لوحانه و عدم شناخت درست و اصولي و تاريخي اين موضوع بوده است . و از همه مهمتر ، نبودن اتحاد لازم در دنياي اسلام و ا�زون بر آن بي عرضگي سران عرب .
دلايلتان در باره دوستي و عدم دوستي با اسرائيل نيز بسيار سست بود و باز در شان شما نبود . كا�يست يه خرده با نگرش يونيكدي! ـ نه كدپيجي! ـ به اطرا� خودتان نگاه كنيد . رژيم اسرائيل يك رژيم غاصب و جنايتكار است . پيشنهاد مي كنم شما اين سؤالهايتان را از رژيم جاني اسرائيل و كدخدا آمريكا نيز بكنيد .
روزي مي رسد كه سرزمينهاي اشغالي �لسطين آزاد خواهند شد ، ولي آيا روزي خواهد رسيد كه ذهنهاي اشغالي نيز آزاد شوند ؟
ايكاش هر كدام از ما تنها يك شب با آن كودكان �لسطيني كه در كنج خانه‎شان به انتظار آتشباري جلادان صهيونيست نشسته‎اند بوديم و آنگاه به عمق جنايت اسرائيل پي مي برديم و نظر سنجي مي كرديم .
ما اسير خانگيهاي خوديم
وارث بيگانگيهاي خوديم
و نهايت اينكه حسين آقاي عزيز :
وسعت اين زخم بيش از خوابهاست!

2002/02/05

:: شاهكار كردم
من كه باور نمي كنم . يعني درست شد؟ نه واقعا درست شده . عنوان ص�حه را مي گم! تشكر مي كنم از همه كساني كه كمكم كردند .
::.. چنگيز خان مغول
�کر نمی کنيد چنگيز خان مغول ، رابطه‎اي ـ از نوع لوله کشی آب رحمت آباد ـ با والده مسکسکه! ـ عجب اصطلاح جالب و برازنده‎اي ـ جورج موش دوم داشته و محصولش نيز همين بوش کوچولو شده .
بعد از �رمايشات اخير اين مردک ، من که به اين نتيجه رسيدم . البته قباحتی هم نداره چون اين جور چيزا در غرب قانونمنده و در جامعه مدنی آنها جا ا�تاده و کسی هم نمی تونه چيزی بگه .
آخه يكي نيست به اين آقا بگه ...
::.. جوابی نشنیدیم!
آقا از دیروز بکشم جیغ و زنم داد که این عنوان مثلا وبلاگ من پاک شده کسی کمکم کنه که درستش کنم ، جوابی نشنیدیم .
نتیجه گیری وبلاگی : همه دوست دارند ما بی سر باشیم .

2002/02/04

::.. بغض بعثت
اي نمي دانم كجاها كيستيد
اي در آنسوي هجاها چيستيد
اي سوار سايه‎هاي دربدر
چيست اين پژواكهاي رهگذر
نيست ابري بر �راز كوه من
سر به ساحل مي زند اندوه من
جذر كردم از عطش دريا كجاست
در خسو� ا�تاده‎ام صحرا كجاست ...
من شرابي از صراحت خورده‎ام
وز زبان خود جراحت خورده‎ام
«احمد عزيزي»
::.. پيامبر
من عاشق نوشته‎هاي «جبران خليل جبران» هستم . نويسنده لبناني الاصل و مسيحي . يكي از كتابهاي ايشان در ايران با دو اسم «پيامبر» و «برانگيخته» ترجمه و چاپ شده‎اند . به نظرم اين كتاب شاهكار ادبي جبران باشد . كتابي كه در غرب از آن به عنوان شاهكار عر�اني شرق نام برده مي شود . ترا خدا اگر كسي به اين كتاب دسترسي دارد ، گاهي بخشهايي از آن را در وبلاگ خودش بياورد و اگر تا بحال اين كتاب را نخوانده‎ايد ، توصيه مي كنم حتما اول بخريد و بعد بخوانيد . اينكه مي گم اول بخريد به اين خاطر است كه ناچار خواهيد شد چند بار بخوانيد و هميشه داشته باشيد .
:: بي نام !
دوست عزيز آقاي رضا علي ممنونم كه كمكم كرديد . با كمك راهنمائيهاي شما بخش عمده‎اي از مشكلات �ارسي نويسي من حل شد . تشكر . ولي اگر دقت كرده باشيد ـ يعني همه دقت كنند! ـ مي بينيد كه اسم وبلاگ حقير اصلا ديده نمي شود و شده يك وبلاگ كچل! . حالا پيدا كنيد پرتقال �روش را !!! تا به امروز «در خيال» بوديم ، ولي مثل اينكه بعد از اين بايد «بي خيال» باشم .

2002/02/03

:: شكر خدا درست شد!
سايت «شيوا» خانم را مي گويم . از عصر امروز هر وقت بهش سر زدم ديدم كه نخير هيچي توش نيست . ولي الان كه ر�تم سراغش ديدم كه شكر خدا همه چيز بر و�ق مراده و شيوا خانم زحمت كشيدن و كلي مطلب بدرد بخور تهيه كردن . �قط مي تونم بگم تشكر و دستت درد نكنه .
:: خبر ، خبر داغ : مدرسه وب ا�تتاح شد
آقا اين سايت «خاطرات» آقا رضا چقدر مطلب واسه ياد گر�تن داره . من كه ازش خيلي است�اده مي كنم . يعني جزو اولين سايت‎هايي است كه بعد از ورود به دنياي عجيب الخلقه‎اي به نام اينترنت به آن اداي احترامي مي كنم و سر �رود مي آورم اين سايته . اولا كه خيلي ساده است . من كلا از سايتهايي كه خيلي شلوغ هستند و مثل پيرزنهايي كه آرايشهاي غليظ و عجق و وجق ! ـ وجه تسميه اين اصطلاح آخري را خودتان پيدا كنيد به من چه ! ـ مي كنند �راري هستم .
دوم اينكه �ارسي است و براي آدمهايي مثل من كه سوادمون زير ديپلمه و به عبارت بهتر «سيپلمه» غنيمت بزرگيه . ثالثا ، مطلب براي ياد گر�تن خيلي داره . چهارم اينكه حاشيه نمي ره و خيلي كوتاه لوب مطلب را ادا مي كنه و نهايت اينكه آقا رضا واقعا خيلي زحمت مي كشه . آن هم بدون كوچكترين چشم داشتي .
نتيجه گيري : آقا رضا دست و چشم و مغز و ساير اعضاي دخيل در اين كار پر زحمتت درد نكنه . الهی آمین!